شهیـــد علـــــی اکبــــر قانعـــــی

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهیـــد علـــــی اکبــــر قانعـــــی

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهیـــد علـــــی اکبــــر قانعـــــی

آنچه ملاحضه می فرمائید در مورد شهید والا مقام علی اکبر قانعی از شهدای دانش آموز شهرستان بابل می باشد که به همت اعضای جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران پژوهش و ارائه شده است . انشاءالله مورد قبول قرار گیرد.
نام پدر : محمدتقی
تاریخ تولد : 1350/02/15
تاریخ شهادت : 1365/12/14
محل تولد : بابل
گلزار شهدای معتمدی بابل
نحوه شهادت : از بین رفت بدن
محل شهادت : شلمچه - تکمیلی کربلای 5
منتظر نظرات و پیشنهادات و اطلاعات شما هستیم.

بايگاني

آخرين مطالب

طرح لایه باز فتوشاپ وصیت نامه و زندگی نامه شهید علی اکبر قانعی

شهید علی اکبر قانعی

شهید علی اکبر قانعی




میثم میثم
۲۱ مهر ۹۶ ، ۱۲:۱۹ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر
میثم میثم
۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۰:۴۰ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت مشاهده و دریافت صفحات روی آنها کلیک نمائید ...

 شهید علی اکبر قانعی

 
 
میثم میثم
۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۱ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر
میثم میثم
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۸ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

لینک سایت جنگ و درنگ 

جهت مشاهده و دریافت صفحات روی آنها کلیک نمائید ...

شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
شهید علی اکبر قانعی
میثم میثم
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۵ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

کلیپ شهید علی اکبر قانعی

اینجا کلیک نمائید .....

میثم میثم
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۵ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

تازه وارد هفت تپه شده بودیم

هوای اونجا هم خیلی گرم بود و منطقه مثل مناطق کویری بود. آموزش نیروهای لشکر 25 کربلا اکثرا اونجا بود .

انصافا آموزش های سختی میدادن وبچه هاهم خیلی خسته می شدن.

علی هم که تقریبا 14 یا 15 سال بیشتر سن نداشت ؛تازه داشت با مسائل دینی و معرفتی آشنا می شد و به قول معروف نور بالا میزد.

 تو آموزشی دیده بود که قدیمی های گردان شب ها برای نماز شب بیدار می شن و راز ونیاز می کنن ؛یه شب به سرش میزنه که بره نماز شب بخونه ....

چون سنش کم بود و پیش بچه ها خجالت میکشید و همینطور برای اینکه ریا نشه و کسی نفهمه ؛یواشکی رفت پیش یکی از اون قدیمی های گردان و بهش گفت که امشب منو برای نماز شب بیدار کن ...

طرف هم اسمش رو پرسید و رفت ...

علی توی سالن ؛ ردیفای آخر خوابیده بود ...

وسط های شب بنده خدا اومد توی سالن و چون سالن تاریک بود شروع کرد از همون ردیف اول همه رو تکون دادن و هی  میگفت  علی پاشو نماز بخون ...

تقریبا کل سالن رو بیدار کرد و به هرکی میرسید میگفت علی پاشو...

خلاصه اون شب به غیر از خواجه حافظ شیراز همه فهمیده بودن که علی قانعی میخواد نماز شب بخونه ؛ولی خوبیش اینجا بود که خیلی از رفقا از اینکه دیدن رفیقشون با این سن کمش و اون آموزش های خسته کننده روز؛تصمیم گرفت نمازشب بخونه ؛اونها هم از اون شب شروع کردن به خوندن نماز ...

ان شا الله ما هم بتونیم راه شهدا رو ادامه بدیم...

شادی روحشون صلوات...

میثم میثم
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۲ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

وصیتنامه شهید علی اکبر قانعی شماره یک

بسم رب الشهدا و الصدیقین

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا   
سوره : النساء آیه135

ای کسانی که ایمان آورده اید ، به عدالت فرمانروا باشید و برای خدا، شهادت دهید ، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشاوندان شما چه توانگر و چه درویش بوده باشد زیرا خدا به آن دو سزاوارتر است پس ، از هوای نفس پیروی مکنید تا از شهادت حق عدول کنید چه زبان بازی کنید یااز آن اعراض کنید ، خدا به هر چه می کنید آگاه است.

فرمایش امام حسین بر کشته شدن : حبیب بن مظاهر پیرمرد صحابی و محترم، فوق العاده مورد علاقه حسین است در روایتی  چنین دارد : کشته شدن حبیب حسین را تکان داد و مصیبتش خیلی به آقا سخت گذشت اینجاست که فرمود : احتسبه و حماه اصحابی عندا... " شهادت حبیب و سایر اصحاب فدائیم را همه در حساب خدا گذاشت

ومن هم از سخن مولایم حسین درسی گرفتم و جانم را در حساب خدا گذاشتم تا شاید نظر لطف به ما بفرماید .

مادرم ، در شهادت من گریه مکن چون دشمنان این انقلاب منتظر چنین مواقع می باشند و مادرم ، اگر هم خواستی گریه کنی، تنها باش.مادرم، شبهای جمعه به فکر من باش. مادر جان به خانواده های شهدا سرکشی کن تا از بی کسی در آیند .

پدرم ، شبهای جمعه در دعاهای کمیل و توسل به یاد ما باش و از خدا بخواه با حسابی که باز کرده ام مرا جزء شهدا قرار دهد. واز برادر محمد می خواهم که جنازه ام را آوردند در مسجد بگذارند و برایم نوحه بخواند و در تشییع جنازه ام برادرم محمد نوحه بخواند تا روح من را شاد کند و شبهای جمعه به مزارم بیاید و در جلسات که شرکت می نماید ما را از یاد نبرد و اگر کسی گفت که او کوچک بود و در گوش او خوانده اند ، بگوئید او گوشی باز و چشمی باز داشت و حقیقت و موقعیت کشور و اسلام و انقلاب را درک کرد و بعد به جبهه رفت و امیدوارم امام زمان (عج) اسم مرا در ردیف سربازان کوچکش یادداشت کرده باشد.

والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته

در پایان تذکر می دهم که وصیم پدرم می باشد.

در پایان : خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار


وصیتنامه شهید علی اکبر قانعی شماره دو 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ﴿۱۶۹
(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.

با درود و سلام به روان شهیدان  راه قرآن و آرزوی شهادت در محضر امام زمان (عج) و طول عمر امام امت خمینی کبید مد ظله تا تشکیل دولت کریمه آن حضرت و پیروزی رزمندگان اسلام این شیران دلاور جبهه نبرد حق علیه باطل که شب ها را به عبادت و پاسداری از مرزهای شرف و کشور اسلامی می پردازند و به نماز شب هم قیام می کنند و جز به مقدار ضرورت نمی خوابند و در سخت ترین شرایط تا توان دارند روزه می گیرند و هرچه داشته ان همه را بر طَبَق اخلاص خود قرار می دهند و نثار جانان می کنند بنابراین رزمندگان با ایمان و سلحشور در جبهه ها می جنگند و نمی ترسند و بسیجی ها و نیروی انتظامی ما که شب را به پاسداری و گشت یعنی برترین عبادت در صبح می رسانند و ایثارگران ما که با کمک های مالی نیازهای جبهه و پشت جبهه را تدارک می بینند .از بارزترین  مصادیق بیان دلنشین امام متقیان امیرمومنان علی (ع) خواهند بود و اینان هستند که مرگشان از بسیاری شهیدان با ارزش تر است  شما ای پدرانی که لباس غارت شده و خون آلود شده حسین در دست شماست با این مسئولیت مهم باید مواظب باشید و چنان فرزندان خود را تربیت کنید که مانند علی اکبر حسین در میدان رزم بجنگند و شما ای مادران دلسوز دنیا مسئولیت حضرت زهرا بر پشت شماست ، باید مواظب باشید مانند حضرت زهرا دخترانتان مثل زینب کبری (س) که به درد جامعه اسلامی بخورند .و شما ای برادران مهربان و از غم نیاسوده پرچم آزادگی عباس گونه در مشت شماست  باید با رزم خود در میدان جنگ ، بجنگید و شما ای خواهران فداکار، پیام زینب بر دست، زبان زینب بر کلام، و سوز سکینه در مشت شماست  باید با حجاب خود در پشت جبهه بجنگید .

قسمتی با پدر عزیزم: پدرم شما برایم زحمات فراوان کشیدید و لی من قدر شما را ندانستم شما به من آموختید، راه حسین و عاشقان حسین را به من آموختید که روشنایی چیست؛ امیدوارم که به حق پدریتان همچون حسین (ع) مرا ببخشید .

قسمتی با مادر عزیزم :مادر عزیزم شما بخاطر من زحمات زیادی متحمل شدید ولی من قدر شما را ندانستم و مرا چنان تربیت کردید که در این موقع بدرد اسلام خوردم.با دادن خون خود خواستم که درخت اسلام را آبیاری کنم-

امیدوارم بحق مادریتان همچون زینب کبری مرا ببخشید و در پایان از شما می خواهم بعد ازمن ، برادرم رضا را لباس رزم بپوشانی و برای بیت المقدس آماده کنی و از برادرم محمد می خواهم که برایم اگر خدای نخواسته جنازه ام را آوردند نوحه بخواند ، دلم می خواهد که مفقود یا گمنام بمانم چون لذت آن بیشتر می باشد.

والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته

12/12/65 منطقه شلمچه عملیات  کربلای 5

-----------------------------------------

به نام خدا

شهید علی اکبر قانعی فرزند محمد تقی در 24 تیر 1350 شهر بابل دیده به جهان گشود وی در خانواده ای مذهبی بالنده شد. او در دوران تحصیل مدرسه ابتدایی و راهنمایی را با موفقّیت گذراند و دوران دبیرستان را همزمان با جنگ در جبهه تحصیل نمود وی فردی مهربان ، دلسوز، بخشنده و شوخ طبع بود.در کارها جدّی و پر تلاش بود،با عزم راسخ و ایمانی استوار ندای ظلم ستیزی امام حق طلبان را لبیک گفت وبه میدان  جنگ حق علیه باطل شتافت و در آنجا نیز فردی دلسوز ،نترس وشجاع بود تا اینکه  در 14اسفند 1365 منطقه شلمچه عملیات کربلای 5 به مقام شهادت نائل گردید. 


میثم میثم
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۲ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر